بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 200
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
[ مقدمه ] بسمه تعالى شأنه خدايا توئى بنده را دستگير * بود بنده را از خدا ناگزير ببخشايش خويش ياريم ده * ز غوغاى خود رستگاريم ده توئى خالق بوده و بودنى * ببخشا برين خاك بخشودنى به اول سخن داديم دستگاه * به آخر قدم نيز بنماى راه پس از سپاس و ستايش ذات بىهمال و هستى لا يزال خداوند بالا و پستى كه ما را از نهانخانه نيستى با فضل و بخشايش رحمانيهاش بمشهد وجود و هستى آورده ، و در دامان كرمش پرورانيده ، و به آرزوى دانش و بينش مرزوق و منعم ساخت . درود فراوان بر سر سلسلهء انبياء سرآغاز كتاب هستى داراى مقام جمع الجمع ، منتهاى كمالات ، جلوهء كمالى ذات و صفات حق ، تاجدار دَنا فَتَدَلَّى ، محمد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و جانشين آن حضرت شهسوار اقليم ولايت پيشواى انسانيت على بن ابى طالب عليه السلام و يازده فرزندان آن حضرت كه بمضمون « وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها » پس از دورهء نبوت بر اراضى نفوس مستعده و قلوب صافيه مانند ستارگان نظام شمسى تابيده ، و مردم را از حضيض نقص به اوج كمال مىرسانند ، معروض مىدارد . در اين دورهء ظلمانى و تاريك كه مردم نواميس و آداب شرع مقدس اسلام را رها ساخته ، و از مطالعهء قرآن كه سراپا دستور حيات اجتماعى ، و برنامهء رستگارى و فرهنك بشر و تشكيل مدينهء فاضله است ، بظواهر فريبنده ، و ترشحات افكار تيره و تاريك مادّيّين گرائيدهاند ، و افكار آلودهء بهيمى چنان مردم را به خود فروكشيده ، كه مانند عهد بربريّت جز انديشه خورد و خواب ، و افكار حيوانى و شهوانى در مغز مردم راه ندارد تا چه برسد كه در آيات قرآنى و احاديث با نظر عمقى و دقّت نگريسته و اندرز انبيا و و اوليا را فرا گوش دارند ، و اندكى در خود فروروند ، و بفهمند براى چه آفريده شدهاند ؟